تلنگر

تنهایی یعنی اینکه تو شهر خودت که به دنیا اومدی و بزرگ شدی و مثلا کلی آدم رو می شناسی، هیچوقت به هیچ جا دعوت نشی. هیچ وقت کسی یادت نیفته که برای فلان برنامه خبرت کنه. اگر تو مدام خبر نگیری و سعی نکنی با بقیه باشی، بقیه جز وقتی که می خوان بیان مؤسسه، یاد تو نمیفتن.

حوصله ندارم فکر کنم چرا اینجوریه. به جهنم!

/ 4 نظر / 9 بازدید
غریبه

خداوکیلی این حرفت دیگه خیلی بی انصافیه کیه که همه جا نفر اول دعوت میشه و صدر مجلسه بابا دیگه ...[ابرو]

صبا

سلام زیاد به این مسائل فکر نکن! هر چه بیشتر می گذرد بیشتر مطمئن می شوم که آدمی در این دنیا هیچ کس را ندارد. هیچ کس به غیر از خدا! البته این گلایه شما را قبول ندارم. آمدن ها و قرار گذاشتن ها بهانه است برای دیدن دوستان. خیلی از آدم ها ،مثل خود من، نمی توانند حسشان را نسبت به عزیزترین هایشان مستقیم بر زبان بیاورند. نتیجه این می شود که برای بیان احساساتشان دست به گریبان بهانه ها می شوند. یک قرار پارکی، یک دیدار در دانشگاه، یک مهمانی، رفتن به دیدن رفیقی که تازه ازدواج کرده، کودکش تازه به دنیا آمده، دوستی که تازه فارغ التحصیل شده، تازه از سفر برگشته یا... فقط بهانه است برای این که بگویی دلت تنگ شده یا دوستشان داری. به هر حال در زندگی قوانین نانوشته ای هست که برای من ثابت شده: - اگر کسی آن طور که تو می خواهی دوستت ندارد به این معنا نیست که در عشق او نقصی وجود دارد. -که کسانی را که بیشتر دوست داری زودتر از دست می دهی. - که با شکستن تصویر رفتار دیگران می شود از آن ها گذشت. استادی داشتیم که می گفتند: هر حقی دو طرف دارد. به همین خاطر هیچ کس نمی تواند مطمئن باشد که حق با اوست!

یوز آسیایی

سلام همکلاسی!خوب هستید؟ انگار زندگی بر وفق مراد نیست.زندگیه دیگه فراز و نشیب و تلخ و شیرین داره.

سمیرا

داشتم خوشحال میشدم که یکی پیدا شد توی سرکشو رام کنه گفتم عجب آدم خاصی باید باشه...این نوشته های اخیرت انگار بوی فراق میده خواهر....چی شده ؟