پازل زندگی

اتفاقات خاص...لحظات خاص.. تجربه های خاص

همه چیز خیلی خاصه

بعد از گذروندن اینها قراره من چی بشم؟ چی ساخته بشه از من؟

آینده ... آینده .... آینده.... دارم سعی می کنم کمتر بهش فکر کنم.

روزها میرم روزنامه. تقریبا هر ساعتی که دلم بخواد. شرایط بد نیست. در واقع خوبه. اما هنوز اینجا جایی نیست که با آرامش وقت و انرژی براش صرف کنم و دلم آروم بگیره که این، همونه که می خوام

روزی که این حس سراغم بیاد، به اندازه همه این سال ها سبک می شم

/ 2 نظر / 8 بازدید
مهران

معلومه که این نوشته ها که خوب اساسا به خاطر ماهیتشون نظری نمی شه درباره شون داد کار یه دست به قلم اینکاره است. دیگه اینکه باز معلومه که نیاز به نوشتن باعث شده بنویسی و نه نیاز به خونده شدن. دوستی دارم که اونم از قضا کارمند روزنامه است. خوبه وبلاگش رو ببینی: http://www.laamblog.persianblog.ir. با این تفاسیر خوشحال می شم اگه وقت و فرصت داشتی وبلاگ بنده رو هم ببینی.

میکائیل

بالاخره همه اون خاص ها يه روزي اتفاق ميفته ديگه نه ؟؟/ بعد اون قراره همه چيز عوض شه !!!! و اون حسي كه دلت ميخواد شايد تو يكي ازون روزها بياد سراغت