روزهای نفس گیر آینده

وسط نگرانی برای ویرایش 800 صفحه کتاب تا آخر امسال و نمونه خوانی 300- 400 صفحه تا اول هفته و تصمیم برای تنها خرید رفتن و گشتن تو خیابون های دم عید، امروز باید زودتر از همیشه برم خونه تا شیرینی خونگی درست کنم و شب به مسافری برسونم تا برای عزیز بیماری ببره، اون طرف دنیا.

از الان حس می کنم چند روز آینده از اون روزهایی می شه که نمی فهمم چطور می گذره و حتی فرصت نمی کنم یادم بیاد روزهای دم عیده و پر از جنب و جوش و رنگ. همه این اوضاع هم دست پخت خودمه!

/ 3 نظر / 21 بازدید
غریبه

دستپخت خوب فقط از آدم خوب برمی آید خوب که باشی برای همه کس همه چیزت خوب می شود حالا تو سنگ هم جلویشان بگذار برایشان می شود میوه بهشت کافیست دلشان باور کند که خوبی آن وقت دیگر هرچه دور تر بروی هرچه که ردشان کنی هرچه که نباشی همانجا که بودند می مانند انگار جایی ندارند که بروند چون دل آنها فقط خوبی یک نفر را باور کرده

غریبه

روزهای نفس گیر آینده چه کلمات غریبی مبهم ترین افکاری که با هزار پیچ و خم به سراغت می آید و تو هیچ دفاعی دربرابر آن نداری باید بنشینی و منتظر بمانی که تاشاید بشود آنچه که باهزار نیروی امید از خدا خواسته ای ...

غریبه

سلام وعرض ادب دوباره چیزی پاک شده؟ معمولا وقتی چیزی میبینم دفعه اول کامنت میگذارم ولی بعضا پیش میاد که دفعه بعد که میخونم حس نوشته رو میفهمم و بعدش چیزی مینویسم ، ولی به هرحال حس میکنم اینجا باید تو فاصله های کمتری به روز بشه موفق بمانید