یک سال گذشت

یک سال گذشت

یک سال از کوچ کردن گذشت

11 صبح 12 خرداد بود که راه افتادم سمت اصفهان و الان یک ساله که اینجام.

یک سال پر از اتفاق و تجربه، بیشتر از همه سال های عمرم. یک سالی که اگر به عقب برگردم، باز هم تکرارش می کنم.

یک سالی که توش دوست داشتن و زندگی کردم رو به مدل های مختلف تجربه کردم. کسانی رو پیدا کردم. کسانی رو شناختم. از کسانی دل بریدم و فراموششون کردم.

آدم ها رو بهتر شناختم. دوستان و همراهان واقعی رو.

فکر می کنم تو این یک سال خانواده م هم منو بهتر شناختن.

اما این که دوستانم من رو چطور دیدن، چیزیه که خودشون باید بگن.

یک سال زندگی کردم و امروز و امسال می خوام زندگیم رو بسازم.

کوچ کردنم، هنوز هم که بهش فکر می کنم، اتفاق عجیب و غریبیه. اتفاقی که برای خود من هم عجیبه، چه برسه به اطرافیان.

امیدوارم کسانی که این یک سال کنارم بودم، باز هم باشند.

 

/ 3 نظر / 17 بازدید
dr medad

انتظار فرج از نیمه خرداد کشم

ميكائيل

غریب بود سخت بود اما تو توانش را داشتی بگذری و گذر کنی ..... تو خواستی و اراده کردی !! میدانی همیشه می گویند اولش سخت است .. اما تو دیگر اولین ها را هم گذراندی .... دیگر این راه راهدار تو شده است

یه غریبه

هرچی عالم میکشه زیر سر خردادی جماعته....[گل][راک]