یک آدم امیدوار سرخوش!

تو این دورانی که تقریبا همه نگرانند و با اتفاقات و شرایط سیاست و اقتصاد طبیعی هم هست، تو این دورانی که من هم نگران وضع اقتصادی خودم و خانواده م هستم، باز هم خوشبینم و امیدوار و دقیقا تو همین دوران دارم کاری رو می کنم که در شرایط طبیعی و نرمال هم بهش می گن ریسک!: این که کار ثابت رو ول کنی و بری دنبال کارهایی که قراردادی نداره و همه چیز به تلاش و توانایی خودت و شرایط طرف مقابل بستگی داره

تو این دوران سخت اقتصادی - که تازه شروع ماجراهاست! - دل بستن به کار تحقیقی و فرهنگی شاید حتی به نظر بیشتر از ریسک هم باشه!

ولی من می خوام این کارو بکنم. 

به همین خاطر حتی وقتی به خاطر همین مشکلات، صفحات روزنامه کم میشه و می گن به جای یک ماه دیگه، از همین امروز می تونید نیاید و سراغ برنامه هاتون برید - این مدت رو هم به اصرار و خواستشون موندم - با این که هنوز حقوق هم نگرفتم، اما ذوق می کنم و خوشحال می شم.

شاید هم به خاطر حس آزاد شدنه؛ حسی که بی نهایت دوسش دارم

به هرحال تو این دوران سخت هنوز خدا داره حسابی تحویلم می گیره و با همه بدی ها و سستی هام، شرایطی که میخوام رو فراهم می کنه. امیدوارم این بار - لااقل تو این مورد - شرمنده ش نشم.

/ 6 نظر / 11 بازدید
یه غریبه

[کلافه][کلافه].....................................[متفکر][کلافه]

یه بنده خدا

و حس آینده نگری که متاسفانه هیچ وقت نداشتی و نداری ...

م.م

کارهای تحقیقی و یا فرهنگی (معمولا به کارهای غیر عملیاتی فرهنگی نمیگن) بسیار خوبه ولی اگر در شرایطی باشید که می بایست استقلال مالی داشته باشید بهتر هست بیشتر احتیاطهای لازم رو لحاظ کنید و براش فکری داشته باشید. خصوصا در این ایامی که توش بسر میبریم که هم وضع اقتصادی نابسامان هست و هم وضع فعالیتهای تحقیقی و فرهنگی اصیل و با ارزش. این حرف رو از کسی دریافت میکنید که به شدت دلبسته این نوع کارهاست ولی ...

یه بنده خدا

همیشه فکر کن فقط خودت میدونی،دنیات خیلی کوچیکه ولی فکر میکنی بزرگه!همیشه فرار رو به مبارزه ترجیح دادی،اسم فرار رو هم گذاشتی مبارزه.یه کلمه هم بهت چیزی بگن روزت گند میشه دنیات خراب ... فکر کنم آخرین چیزی بود که اینجا نوشتم امیدوارم یادم بره اینجا سر بزنم

243194316444

و اين يعني زندگي... بيخيال شدن اين همه اصول كهنه و احمقانه ي خاك گرفته، چه از روي آوانگارد بودن باشه چه از روي طنبلي چه هر چيز ديگه، از نظر من كه به شدت در اين مورد به شاملو نزديكه، يعني پيشروي. به قول اون حداقلش تبديل نمي شي به نگهبان قبر قبليات. و در ضمن انسان يه سرمايه ي بزرگ داره كه نهايتش تهش مي توني از اون استفاده كني بنابراين من اسمشو نمي ذارم ريسك، من بهش مي گم زندگي...

رنيك

امروز بعد از مدتها فرصت كردم به وبلاگ دوستان سر بزنم.... مهديه جان خيلي خيلي دلم برات تنگ شد .... اميدوارم كه هميشه خوب و خوش و خوشبين و موفق باشي دوست دارم