آدمیزاد

 

آدمیزاد موجود عجیبی است

دوستی هم چیز پیچیده ای است

اینجا پر از اتفاق است. هنوز دارم چیز یاد می گیرم.

 

 

/ 8 نظر / 16 بازدید
میکائیل

و دوستی تنها اتفاق ساده ای است که انتها ندارد .... سلام

حوا

تمام لحظه هایت سبز [گل]

غریبه آشنا...

خانه دوست که می گویند همینجاست.....

علی

کجاست آن وبلاگ پر از شور و احساس... آن وبلاگی که خواندش آدم را از دنیای زیر پایش جدا می کرد و بال ها را به هم می کوبید... شاید باید نگاهی به خود کنیم... چه می شود ما را...

حوا

سلام حالتان خوب است ؟ من خیلی خوبم دعا می کنم حال شما هم از هر آنچه هست، میلیونها بار بهتر شود "من الان خیلی حس خوبی دارم ! مملو از امید مملو از شور ، چند روز است فکر می کنم شور جوانی ام بهم برگشته... امشب همه ی محله مان قشنگ بود و ذهنم پر از امیدواری است... و این هفته یاد گرفتم چطور از اینترنت هر روز استفاده کنم ک معتادش هم نشوم ! الان یهو تصمیم گرفتم حال خوبم را برای همه ی مجازی ها، کامنت بگذارم ...من خوبم تو خوبی...همه خوبیم ! بله خوبم ! پر از فکر و ایده و ساختارشکنی پر از حس رویاندن ! " فقط میخواستم حال امشبم را با کسی شریک شده باشم ، همین ! شب بخیر [گل]

غریبه همیشگی

[لبخند]خدایی یه نفر پیدا بشه این وبلاگ رو به روز کنه هزینه ش هرچی شد قبول.........[لبخند]

غریبه همیشگی...

از روز اولی که به این دنیا می آئیم باهزاران آدمی که مثل هم هستند برخورد میکنیم ، معاشرت میکنیم ، زندگی میکنیم می آیند و می روند ولی از بین این همه فقط چندنفری هستند که وقتی می آیند دیگر نمی روند چندنفری که انگار همیشه بوده اند از خیلی قبل حتی پیش از آنکه آنها را ببینی انگار عمقی از وجودت ، جایی که آن را نمیفهمی و فقط میدانی که هست به آنها اتصال دارد روحت به بودنشان مرتبط است هرجا که باشند بالاخره پیدا می شوند ندیده حسشان می کنی دور که باشند بی قراری کافی است که نزدیک شوند با چشم هم که نبینی پیدایشان میکنی تا نرسی دلت قرار پیدا نمی کند اینها وقتی می آیند ، دیگر همه چیز تمام است اگر بمانند که زندگی تازه آغاز میشود ، رنگ پیدا می کند هرآنچه منتظرش بودی تازه شروع می شود یک چیزی در وجودت جریان پیدا می کند از آن لحظه به بعد زمین و زمان با تو حرف می زند وای از آن روزی که قصد رفتن کنند و خیال نماندن و اگر این شود که دیگر هیچ زخمی می شوند تا آخر عمر که دیگر هیچی طبیبی مرهمی برایش ندارد زخمی که هیچ وقت کهنه نمی شود هزارسال هم که بگذرد هروقت که به سراغش می آیی مثل روز اول تازه است شاید آن درد بی درمان که می گویند همین