بنفش خواستنی تاثیرگذار

 

نمی دونم بخاطر این دفتره یا نه، ولی از هفته قبل که این دفترچه رو از شهر کتاب خریدم، هر شب توش روزانه هام رو نوشتم؛ یکی از کارهایی که همیشه دوست داشتم انجام بدم و هنوز از روی کاغذ به اینجا منتقل نشده.

این دفترچه رو روزهای آخر اسفند که رفتم شهرکتاب دیدم و آبی رنگش رو برای صالح خریدم. اونموقع برای خودم نخریدم ولی بعدش همش دنبالش بودم. تهران پیداش نکردم.


هفته قبل که رفتم یکی از چندتا بلوزی که برای خواهرم خریدم رو عوض کنم، گذرم به شهر کتاب چارباغ افتاد و دیدم هنوز اونجا هست. این بار تو خریدش تردید نکردم. هرچند به نظرم گرون بود، اما این لذت های کوچیک رو دیگه از خودم دریغ نمی کنم.

حالا منم و این دفترچه که هر شب توش می نویسم.

خودش نمی دونه که چه اتفاق مهمیه برای منی که همیشه با خودم می گفتم اگر روزی تونستم مرتب بنویسم - حتی همین روزانه ها رو - حتما بعدش چیزهای مهم تر رو هم می نویسم و بالاخره از این قلم نصفه نیمه م درست استفاده می کنم.

 

/ 3 نظر / 11 بازدید
سميرا

چه خوشگله! منم از اول امسال سعي كردم مرتب بنويسم..راستي خوبي خواهر؟

همون غریبه

خدا می داند پشت به وجود آمدن بعضی از این وسایلی که ما هر روز در این دنیا می بینیم چه حجمی از احساس و انگیزه وجود داشته که با همان نگاه اول بر ضمیر ناخودآگاه ما تاثیر خودش را می گذارد و فکر مارا تحریک می کند . خدا کند که اینقدر خاطره خوب در ذهن داشته باشیم که این نشانه ها همه پلی بلشد برای سفر به آن روزهای خوب..............[لبخند] رفیق روزهای خوب.........[گل]........رفیق خوب روزها

حوا

چه دفتر خوهشلی